زخم
آسیب یا گسستگی در ساختار طبیعی پوست یا بافتهای زیرین.
در این صفحه 331 اصطلاح تخصصی و کاربردی در ۱۵ دسته اصلی، همراه با نام انگلیسی و توضیح کوتاه فارسی ارائه شده است.
آسیب یا گسستگی در ساختار طبیعی پوست یا بافتهای زیرین.
زخمی که معمولا روند طبیعی ترمیم را طی میکند.
زخمی که روند ترمیم آن متوقف یا طولانی شده و نیازمند بررسی عوامل زمینهای است.
زخمی که در آن پیوستگی سطح پوست از بین رفته است.
آسیبی که بدون باز شدن سطح پوست رخ داده است.
زخمی که عمدتا لایههای سطحی پوست را درگیر کرده است.
زخمی که به بافتهای عمقیتر گسترش یافته است.
آسیب شامل اپیدرم و بخشی از درم است.
آسیب تمام ضخامت پوست که ممکن است بافت زیرجلدی را نیز درگیر کند.
سطح داخلی زخم که نوع بافت موجود در آن هنگام ارزیابی بررسی میشود.
مرز بین زخم و پوست اطراف آن.
پوست مجاور زخم که از نظر التهاب، رطوبت، آسیب و سایر تغییرات بررسی میشود.
عامل اصلی ایجادکننده زخم.
میزان رسیدن خون و اکسیژن به یک بافت.
کاهش خونرسانی کافی به بافت.
کاهش اکسیژن موجود در بافت.
بافتی که دارای قابلیت زیستی و خونرسانی مناسب است.
بافت آسیبدیده یا مرده که ممکن است مانع ترمیم شود.
زخمی که به دلیل شرایط زمینهای اصلاحناپذیر، هدف درمان آن ممکن است بیشتر کنترل علائم باشد.
زخمی که علیرغم مراقبت معمول، پیشرفت مورد انتظار در ترمیم ندارد.
بیماری دیگری مانند دیابت یا بیماری عروقی که میتواند بر روند درمان زخم اثر بگذارد.
بررسی ساختاریافته وضعیت زخم و عوامل موثر بر آن.
بیشترین طول قابل اندازهگیری زخم.
بیشترین عرض زخم.
فاصله سطح زخم تا عمیقترین نقطه قابل اندازهگیری.
سطح تقریبی درگیر زخم.
برآورد حجم فضای داخلی زخم.
مسیر باریکی که از بستر زخم به بافتهای اطراف امتداد پیدا میکند.
تخریب بافت زیر پوست سالم اطراف لبه زخم.
مسیر باریکی که از زخم به بافت عمقی امتداد دارد.
تشکیل فضای غیرطبیعی در زیر یا اطراف بافت زخم.
قرمزی پوست ناشی از افزایش جریان خون یا التهاب.
تجمع مایع و تورم بافت.
سفت شدن غیرطبیعی پوست یا بافت اطراف زخم.
درد مرتبط با خود زخم، التهاب، عفونت، ایسکمی یا پانسمان.
بوی ایجادشده در زخم که باید همراه سایر یافتهها ارزیابی شود.
ضخیم شدن پوست که بهخصوص در پای دیابتی اهمیت دارد.
نرم و سفیدشدن پوست در اثر تماس بیشازحد با رطوبت.
آسیب سطحی پوست که معمولا بر اثر اصطکاک، رطوبت یا خراش ایجاد میشود.
آسیبپذیری بیشتر پوست در برابر فشار یا ضربه.
سفیدشدن موقت پوست هنگام اعمال فشار.
قرمزیای که با فشار انگشت محو نمیشود و در ارزیابی آسیب فشاری اهمیت دارد.
بافت جدید و معمولا قرمز یا صورتی که در جریان ترمیم تشکیل میشود.
بافت جدید سطحی که برای پوشاندن زخم تشکیل میشود.
فرایند تشکیل و حرکت سلولهای اپیتلیال روی سطح زخم.
بافت غیرزنده نرم که معمولا ظاهر زرد، کرم یا خاکستری دارد.
بافت نکروتیک خشک و معمولا قهوهای یا سیاه.
مرگ سلولها و بافت.
بافت مرده موجود در زخم.
پروتئینی مرتبط با انعقاد و ترمیم که ممکن است روی بستر زخم مشاهده شود.
بافت زیرجلدی چربی که در زخمهای عمیق ممکن است نمایان شود.
رشد بافت گرانوله بالاتر از سطح طبیعی زخم.
بافت گرانولهای که به آسانی خونریزی میکند.
حالتی که لبههای اپیتلیال زخم به سمت داخل پیچیده میشوند و پیشرفت ترمیم متوقف میشود.
مشاهده تاندون در بستر یک زخم عمیق.
مشاهده یا لمس استخوان در عمق زخم.
بافتی که توانایی ادامه حیات طبیعی خود را از دست داده است.
مرحله آغازین ترمیم که با تشکیل لخته، خونریزی را کنترل میکند.
مرحلهای که سلولهای ایمنی برای پاکسازی بافت آسیبدیده و میکروبها فعال میشوند.
مرحله تشکیل بافت گرانوله، عروق جدید و پوشش اپیتلیال.
مرحله بازآرایی کلاژن و افزایش استحکام نسبی بافت ترمیمشده.
فرایند نهایی سازمانیافتن بافت ترمیمی و پایدارتر شدن اسکار.
تشکیل لخته برای کاهش خونریزی و ایجاد بستر اولیه ترمیم.
تشکیل رگهای خونی جدید از عروق موجود.
ایجاد شبکه عروقی جدید در بافت در حال ترمیم.
تشکیل بافت گرانوله جدید برای پر کردن بستر زخم.
حرکت و تکثیر سلولهای پوستی برای پوشاندن سطح زخم.
کاهش اندازه زخم بر اثر کشیده شدن لبهها به سمت مرکز.
پروتئین ساختاری اصلی که در استحکام و بازسازی بافت نقش دارد.
سلولی که کلاژن و بخش مهمی از ماتریکس خارجسلولی را تولید میکند.
سلول اصلی اپیدرم که در بازسازی سطح پوست نقش دارد.
شبکهای از پروتئینها و مولکولها که داربست بافت ترمیمی را میسازد.
مولکولی پیامرسان که فعالیت سلولهای درگیر در ترمیم را تنظیم میکند.
ترمیم زخمی که لبههای آن به هم نزدیک یا بسته شدهاند.
ترمیم زخم باز از عمق به سطح با تشکیل گرانولاسیون و اپیتلیالیزاسیون.
بستهشدن تأخیری زخم پس از کنترل آلودگی، عفونت یا وضعیت بافت.
کندتر شدن روند بهبود نسبت به انتظار به دلیل عوامل موضعی یا سیستمیک.
حالتی که زخم برای مدتی پیشرفت قابل توجهی در بهبود نشان نمیدهد.
حضور میکروارگانیسم روی زخم بدون تکثیر قابل توجه یا پاسخ میزبان.
تکثیر میکروارگانیسمها در زخم بدون ایجاد علائم بالینی آشکار عفونت.
تکثیر میکروبها همراه با آسیب بافتی و علائم موضعی عفونت.
عفونت موضعی با علائم ظریف مانند توقف ترمیم، افزایش ترشح یا بافت شکننده.
عفونت موضعی با نشانههای واضح مانند قرمزی، گرمی، درد یا ترشح چرکی.
گسترش عفونت از زخم به پوست و بافتهای اطراف.
درگیری عمومی بدن در اثر عفونت که میتواند با علائم سیستمیک همراه باشد.
مقدار و تراکم میکروارگانیسمهای موجود در زخم.
جامعه سازمانیافته میکروبی با لایه محافظ که میتواند درمان را دشوار کند.
میکروارگانیسمی که توانایی ایجاد بیماری یا عفونت دارد.
موجود میکروسکوپی مانند باکتری یا قارچ.
گروهی از میکروارگانیسمها که برخی گونههای آن میتوانند موجب عفونت زخم شوند.
عفونتی که در اثر رشد و تکثیر باکتریها ایجاد میشود.
عفونتی ناشی از قارچها که میتواند پوست یا بافت اطراف را درگیر کند.
مایع غلیظ حاوی سلولهای التهابی، میکروبها و بقایای بافتی.
ترشح غلیظ زرد، سبز یا قهوهای که میتواند با عفونت مرتبط باشد.
عفونت منتشر پوست و بافت زیرجلدی اطراف زخم.
تجمع موضعی چرک در یک حفره بافتی.
عفونت استخوان که در زخمهای عمیق یا مزمن ممکن است رخ دهد.
وجود باکتری در جریان خون.
اختلال تهدیدکننده حیات ناشی از پاسخ نامنظم بدن به عفونت.
بررسی نمونه زخم برای شناسایی میکروارگانیسمهای احتمالی.
نمونهبرداری از سطح زخم با سواب برای بررسی میکروبی.
برداشت بخشی از بافت برای ارزیابی میکروبی یا پاتولوژیک.
آزمایشی برای بررسی حساسیت میکروبها به آنتیبیوتیکها.
مادهای برای کاهش یا مهار میکروارگانیسمها روی بافت زنده.
ماده یا روشی که رشد میکروارگانیسمها را مهار یا آنها را از بین میبرد.
دارویی برای درمان برخی عفونتهای باکتریایی.
توانایی میکروب برای مقاومت در برابر آنتیبیوتیکهایی که قبلا موثر بودهاند.
نوعی استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین و تعدادی از آنتیبیوتیکها.
برداشتن آلودگی، ترشحات و بقایای سطحی از زخم با روش مناسب.
شستوشوی کنترلشده بستر زخم با مایع مناسب برای کاهش آلودگی و بقایا.
محلول نمکی ایزوتونیک که در بسیاری از موارد برای شستوشوی زخم استفاده میشود.
مجموعه اقداماتی برای بهینهکردن بستر زخم پیش از ادامه درمان.
برداشت بافت مرده، آلوده یا غیرقابل حیات از زخم.
برداشت بافت غیرزنده با ابزار تیز توسط فرد آموزشدیده.
برداشت وسیعتر بافت غیرزنده در شرایط جراحی.
برداشت محدود و هدفمند بافت غیرزنده با ابزار تیز.
استفاده از فرایندهای طبیعی بدن و محیط مرطوب برای جدا شدن بافت غیرزنده.
استفاده از آنزیمها برای تجزیه انتخابی بافت نکروتیک.
برداشت فیزیکی بافت و بقایا با روشهای مکانیکی مناسب.
استفاده از عوامل زیستی مانند لاروهای پزشکی برای برداشتن بافت مرده.
استفاده کنترلشده از لاروهای پزشکی استریل برای برداشتن بافت نکروتیک.
دبریدمان با جریان کنترلشده مایع برای جدا کردن بافت غیرزنده.
حذف بافت مرده از بستر زخم با روش مناسب.
اقداماتی برای کاهش، اختلال یا پیشگیری از تشکیل مجدد بیوفیلم.
چارچوب ارزیابی بستر زخم بر پایه بافت، عفونت یا التهاب، رطوبت و لبه زخم.
مایعی که از عروق به بستر زخم نشت میکند و میزان و نوع آن در ارزیابی مهم است.
زخمی با رطوبت یا ترشح بسیار کم که ممکن است بستر آن خشک باشد.
مقدار اندک ترشح که پانسمان را بهطور محدود مرطوب میکند.
مقدار میانه ترشح که نیازمند پانسمان با جذب مناسب است.
ترشح فراوان که خطر نشت و آسیب پوست اطراف را افزایش میدهد.
ترشح رقیق و شفاف یا زرد کمرنگ.
ترشحی که عمدتا حاوی خون تازه است.
ترشح رقیق صورتی یا قرمز روشن از ترکیب مایع سروزی و مقدار کمی خون.
ترشح غلیظ که میتواند با عفونت همراه باشد.
حفظ رطوبت مناسب بستر زخم بدون خشکی یا رطوبت بیشازحد.
وجود رطوبت زیاد که میتواند پوست اطراف زخم را آسیبپذیر کند.
از دست رفتن بیشازحد رطوبت بستر زخم.
عبور ترشح از لبه پانسمان یا رسیدن آن به پوست و لباس.
مقدار ترشحی که یک پانسمان میتواند جذب و نگهداری کند.
پر شدن ظرفیت جذب پانسمان و کاهش توان آن برای مدیریت ترشحات.
نرم و سفیدشدن پوست در اثر تماس طولانی با رطوبت.
پانسمانی که مستقیما روی بستر زخم قرار میگیرد.
لایهای که روی پانسمان اولیه قرار میگیرد و به جذب، حفاظت یا تثبیت کمک میکند.
پانسمان پایه مانند گاز که برای پوشش و محافظت از زخم استفاده میشود.
پانسمانی طراحیشده برای مدیریت رطوبت، ترشح یا نیازهای خاص بستر زخم.
پانسمانی با توان جذب ترشح زخم.
پانسمانی که برای کاهش چسبیدن به بستر زخم طراحی شده است.
پانسمانی با نفوذپذیری بسیار کم که محیط بسته و مرطوب ایجاد میکند.
پانسمانی با عبور انتخابی بخار یا گازها و سد نسبی در برابر مایعات خارجی.
لایه نازکی که مستقیما با زخم تماس دارد و از بستر در برابر چسبندگی محافظت میکند.
پارچه بافته یا نبافته استریل برای پوشش، جذب یا بستهبندی زخم.
پانسمان نازک شفاف و نیمهتراوا برای زخمهای کم ترشح یا محافظت پوست.
پانسمان نرم و جاذب برای مدیریت ترشح و محافظت مکانیکی.
پانسمانی که با جذب رطوبت ژل تشکیل میدهد و محیط مرطوب ایجاد میکند.
پانسمان پرآب برای تأمین رطوبت به زخمهای خشک یا کم ترشح.
پانسمان جاذب مشتق از جلبک دریایی برای زخمهای با ترشح متوسط تا زیاد.
الیاف جاذبی که در تماس با ترشح ژل تشکیل میدهند.
پانسمان با ظرفیت بالای جذب و نگهداری ترشحات.
پانسمان با لایه سیلیکونی نرم برای کاهش آسیب پوست هنگام تعویض.
پانسمانی حاوی کلاژن برای حمایت از محیط ترمیم در برخی زخمها.
پانسمانی که میتواند در کنترل بو و برخی ترشحات کمککننده باشد.
پانسمان حاوی نقره با اثر ضدمیکروبی برای برخی زخمهای منتخب.
پانسمان حاوی ترکیبات ید با خاصیت ضدمیکروبی.
ماده ضدمیکروبی که در برخی محلولها و پانسمانهای زخم استفاده میشود.
عسل استانداردشده پزشکی با کاربرد در برخی زخمها برای مدیریت رطوبت و بار میکروبی.
پانسمانی حاوی ماده ضدمیکروبی برای کنترل بار میکروبی در موارد منتخب.
درمانی که با فشار منفی کنترلشده به مدیریت ترشح و حمایت از بستر زخم کمک میکند.
فشاری کمتر از فشار محیط که در سامانههای NPWT بهصورت کنترلشده اعمال میشود.
نام رایج برای یکی از سامانههای درمان زخم با فشار منفی.
فشار منفی همراه با ورود دورهای محلول به بستر زخم در موارد انتخابشده.
درمانی با تنفس اکسیژن در محفظه پرفشار برای برخی شرایط منتخب.
استفاده کنترلشده از لاروهای پزشکی استریل برای دبریدمان زیستی.
انتقال پوست از ناحیه دهنده برای پوشاندن نقص بافتی.
پیوند شامل اپیدرم و بخشی از درم.
پیوند شامل تمام ضخامت اپیدرم و درم.
انتقال بافت همراه با خونرسانی خود برای پوشش نقص بافتی.
محصول زیستی یا مصنوعی برای پوشاندن یا حمایت از ترمیم زخم.
فرآوردههای زیستی حاوی سلول یا اجزای بافتی برای برخی زخمهای منتخب.
استفاده درمانی از فاکتورهای رشد برای تحریک فرایندهای ترمیم در موارد خاص.
پلاسمای غنی از پلاکت که از خون فرد تهیه میشود و حاوی فاکتورهای رشد است.
استفاده از جریان الکتریکی کنترلشده برای کمک به ترمیم در برخی شرایط.
رساندن اکسیژن بهصورت موضعی به بستر زخم در برخی پروتکلهای درمانی.
اصطلاح رایج برای آسیب ناشی از فشار طولانی یا ترکیب فشار و برش روی بافت.
آسیب موضعی پوست و بافت زیرین، معمولا روی برجستگی استخوانی یا زیر تجهیزات پزشکی.
اصطلاح قدیمیتر برای آسیب فشاری که در منابع مختلف دیده میشود.
نیروی عمودی واردشده به بافت که میتواند خونرسانی را کاهش دهد.
سایش سطح پوست در تماس با سطح دیگر.
نیرویی که لایههای بافت را در جهتهای متفاوت نسبت به هم جابهجا میکند.
ناحیهای که استخوان به سطح پوست نزدیک است و خطر فشار در آن بیشتر است.
تغییر منظم وضعیت بدن برای کاهش مدت فشار روی نواحی در معرض خطر.
کاهش و پخش فشار روی سطح بزرگتر برای محافظت از بافت.
تشک، تخت یا بالشتکی که برای توزیع فشار و حمایت از بیمار طراحی شده است.
تشکی طراحیشده برای کاهش و توزیع فشار در افراد در معرض آسیب فشاری.
بالشتکی برای کاهش تمرکز فشار در نواحی نشیمن یا سایر نقاط پرخطر.
کاهش یا حذف فشار مکانیکی از ناحیه آسیبدیده یا در معرض خطر.
آسیب پوست بر اثر تماس طولانی با رطوبت، ادرار، مدفوع، عرق یا ترشحات.
التهاب و آسیب پوست در اثر تماس مکرر با ادرار یا مدفوع.
ابزار ارزیابی خطر ایجاد آسیب فشاری بر اساس چند عامل بالینی.
پوست سالم با قرمزی غیرقابل محو در ناحیه تحت فشار.
از دست رفتن نسبی ضخامت پوست با نمایان شدن درم.
از دست رفتن کامل ضخامت پوست با نمایان شدن بافت چربی.
از دست رفتن کامل ضخامت پوست و بافت با نمایان شدن ساختارهای عمقی.
آسیبی که عمق واقعی آن به دلیل پوشش اسلاف یا اسکار مشخص نیست.
آسیب بافتی عمیق ناشی از فشار و برش که ممکن است پوست ابتدا سالم باشد.
آسیب فشاری ناشی از تماس یک وسیله پزشکی با پوست یا بافت.
آسیب فشاری در غشای مخاطی که معمولا در ارتباط با تجهیزات پزشکی رخ میدهد.
زخم پا در فرد مبتلا به دیابت که معمولا با نوروپاتی، فشار یا اختلال عروقی مرتبط است.
مجموعه مشکلات پا در دیابت شامل نوروپاتی، اختلال عروقی، زخم، عفونت یا تغییر شکل.
آسیب عصبی ناشی از دیابت که میتواند حس، حرکت یا عملکرد خودکار اعصاب را مختل کند.
آسیب اعصاب محیطی که میتواند حس و عملکرد اندامها را کاهش دهد.
اختلال اعصاب حسی که ممکن است درد، گرما یا فشار را کمتر قابل احساس کند.
اختلال اعصاب حرکتی که میتواند ضعف عضلات و تغییر شکل پا ایجاد کند.
آسیب اعصاب خودکار که میتواند تعریق و وضعیت پوست را تغییر دهد.
کاهش حسی که باعث میشود فرد فشار یا آسیبهای کوچک پا را بهموقع احساس نکند.
آزمونی ساده برای بررسی حس محافظتی پا با فیلامنت استاندارد.
ضخیمشدن پوست در اثر فشار یا اصطکاک که میتواند خطر زخم زیرین را افزایش دهد.
تغییر شکل استخوانی یا مفصلی پا که میتواند توزیع فشار را مختل کند.
تغییر شکل شدید استخوانها و مفاصل پا در زمینه نوروپاتی.
تخریب پیشرونده مفاصل و استخوان در اثر نوروپاتی و بار مکانیکی.
زخمی که عمدتا در زمینه کاهش حس و فشار تکراری ایجاد میشود.
زخمی ناشی از خونرسانی ناکافی شریانی.
زخمی که هم نوروپاتی و هم اختلال خونرسانی در ایجاد آن نقش دارند.
کاهش فشار واردشده به محل زخم برای حمایت از ترمیم.
روش بیحرکتسازی و توزیع فشار که در برخی زخمهای نوروپاتیک کف پا استفاده میشود.
کفش طراحیشده برای کاهش فشار و محافظت از پا در افراد پرخطر.
مدیریت سطح قند خون برای کاهش عوارض دیابت و حمایت از ترمیم.
شاخص آزمایشگاهی میانگین تقریبی قند خون در چند ماه گذشته.
تنگی یا انسداد شریانهای اندامها که خونرسانی را کاهش میدهد.
بررسی تماس پروب استریل با استخوان از طریق زخم برای کمک به ارزیابی احتمال درگیری استخوان.
عفونت بافتهای پا در فرد دیابتی که نیازمند ارزیابی شدت و عمق است.
عفونت استخوان پا در زمینه زخم یا عفونت پای دیابتی.
زخمی که عمدتا در نتیجه نارسایی وریدی و افزایش فشار وریدی ایجاد میشود.
زخم مزمن ساق یا اطراف مچ ناشی از بیماری وریدی.
اختلال طولانیمدت در بازگشت خون وریدی از اندام تحتانی.
افزایش مداوم فشار در سیستم وریدی اندام.
وریدهای سطحی گشاد و پیچخورده ناشی از اختلال عملکرد دریچههای وریدی.
تورم اندام ناشی از افزایش فشار وریدی و تجمع مایع.
کند شدن جریان برگشتی خون در وریدها.
سفتی و التهاب مزمن پوست و بافت زیرجلدی ساق در بیماری وریدی.
رنگدانه آهنی که رسوب آن میتواند باعث تیرگی قهوهای پوست شود.
التهاب، خارش و تغییرات پوستی مرتبط با نارسایی وریدی.
اعمال فشار کنترلشده برای کمک به بازگشت وریدی و کاهش ادم در موارد مناسب.
بانداژ طراحیشده برای ایجاد فشار درمانی کنترلشده روی اندام.
جوراب پزشکی با فشار تدریجی برای کمک به بازگشت وریدی.
زخمی ناشی از کاهش خونرسانی شریانی.
کاهش توان شریانها در رساندن خون کافی به بافت.
تنگی یا انسداد عروق محیطی که خونرسانی اندام را کاهش میدهد.
کاهش خونرسانی و اکسیژنرسانی به اندام.
درد عضلانی هنگام فعالیت که با استراحت کاهش مییابد و میتواند ناشی از PAD باشد.
درد ایسکمیک اندام که در حالت استراحت، بهویژه شبها، ایجاد میشود.
ایسکمی شدید مزمن همراه با درد استراحت، زخم یا گانگرن که اندام را تهدید میکند.
مرگ بافت ناشی از کاهش شدید و طولانی خونرسانی.
مرگ وسیع بافت که معمولا با اختلال شدید خونرسانی و گاهی عفونت همراه است.
بازگرداندن خونرسانی با روشهای مداخلهای یا جراحی.
بازکردن رگ تنگشده با کاتتر و بالون و در برخی موارد استنت.
ایجاد مسیر جایگزین برای عبور خون در اطراف رگ مسدود یا تنگ.
نسبت فشار خون مچ پا به بازو برای ارزیابی تقریبی خونرسانی شریانی.
نسبت فشار انگشت پا به فشار بازویی برای ارزیابی عروق کوچکتر پا.
اندازهگیری فشار خون در انگشت پا برای کمک به ارزیابی خونرسانی.
روش بررسی جریان خون با استفاده از امواج فراصوت.
دستگاه قابل حمل برای شنیدن یا ارزیابی جریان خون شریانی و وریدی.
ترکیب تصویر سونوگرافی و داپلر برای بررسی ساختار و جریان خون عروق.
اندازهگیری غیرتهاجمی فشار اکسیژن از روی پوست برای ارزیابی اکسیژنرسانی بافت.
زمان بازگشت رنگ پوست پس از فشار که بهطور تقریبی وضعیت پرفیوژن را نشان میدهد.
زخمی که در نتیجه برش یا اقدام جراحی ایجاد میشود.
ناحیه زخم مربوط به محل انجام عمل جراحی.
عفونتی که در محل برش یا بافتهای مرتبط با جراحی ایجاد میشود.
جدا شدن نسبی یا کامل لبههای زخم پس از بستهشدن.
خروج اندام یا احشاء از محل بازشدگی عمیق زخم جراحی.
زخمی ناشی از ضربه، بریدگی، پارگی یا سایر آسیبهای خارجی.
پارگی یا بریدگی پوست و بافت در اثر جسم تیز یا ضربه.
آسیب سطحی پوست ناشی از سایش.
زخمی باریک و عمقی ناشی از ورود جسم نوکتیز.
جداشدگی لایههای پوست در اثر اصطکاک یا برش، بهویژه در پوست شکننده.
تجمع خون در بافت یا فضای بسته پس از آسیب عروقی.
آسیب پوست و بافت در اثر گرما، مواد شیمیایی، برق یا سایر عوامل سوختگی.
سوختگی محدود به لایههای سطحی پوست.
سوختگی درگیرکننده اپیدرم و بخشی از درم.
سوختگی که تمام ضخامت پوست را تخریب میکند.
زخمی مرتبط با کاهش حس و فشار یا آسیب تکراری.
آسیب بافتی ناشی از اثرات پرتودرمانی که میتواند حاد یا مزمن باشد.
زخمی که در اثر درگیری مستقیم پوست یا بافت با تومور ایجاد میشود.
زخم بدخیمی با رشد برجسته، شکننده و گاهی ترشحدار یا بدبو.
زخم ناشی از التهاب و آسیب عروق خونی.
بیماری التهابی نادر پوست با زخمهای دردناک و پیشرونده که عفونی نیست.
آسیب پوست در اثر تماس طولانی با رطوبت و مواد محرک.
زخمی که هر دو اختلال شریانی و وریدی در ایجاد آن نقش دارند.
مرگ بافت که معمولا در اثر اختلال شدید خونرسانی و گاهی عفونت رخ میدهد.
مرگ خشک بافت معمولا بر اثر ایسکمی شدید بدون عفونت فعال واضح.
مرگ بافت همراه با رطوبت و عفونت که میتواند بهسرعت گسترش یابد.
عفونت شدید بافت نرم ناشی از برخی باکتریها که تولید گاز میکنند.
مرگ سلولها و بافت در اثر آسیب، ایسکمی یا عفونت.
عفونت منتشر پوست و بافت زیرجلدی.
عفونت استخوان.
پاسخ شدید و تهدیدکننده حیات بدن به عفونت.
خروج خون از بستر یا بافتهای زخم به علت آسیب عروقی یا شکنندگی بافت.
تجمع خون در بافت یا یک فضای بسته.
تجمع مایع سروزی در یک فضای بافتی، معمولا پس از جراحی.
مسیر غیرطبیعی میان دو سطح یا عضو که میتواند ترشح مداوم ایجاد کند.
تجمع مایع در بافت و ایجاد تورم.
تورم ناشی از اختلال در تخلیه مایع لنفاوی.
بافت فیبری ایجادشده پس از ترمیم آسیب پوستی.
اسکار برجستهای که در محدوده زخم اولیه باقی میماند.
رشد بیشازحد بافت اسکار که از مرز زخم اولیه فراتر میرود.
کوتاهشدن و سفتی بافت ترمیمی که میتواند حرکت مفصل را محدود کند.
جدا شدن لبههای زخم بستهشده یا جراحی.
بازگشت زخم در همان محل یا ناحیه پس از ترمیم.
برداشت جراحی بخشی از اندام در شرایطی که حفظ آن امکانپذیر یا ایمن نیست.
کاهش و توزیع مناسب فشار برای پیشگیری از آسیب یا حمایت از ترمیم.
برداشتن یا کاهش فشار از ناحیه درگیر، بهویژه در زخمهای کف پا.
تغییر منظم وضعیت بدن برای کاهش فشار طولانیمدت.
توانایی حرکت که بر گردش خون، فشار و خطر ایجاد زخم اثر میگذارد.
مدیریت رطوبت اضافی برای کاهش آسیب پوست و ماکریشن.
مدیریت قند خون برای کاهش عوارض دیابت و حمایت از روند ترمیم.
کمبود انرژی، پروتئین یا ریزمغذیها که میتواند ترمیم را مختل کند.
وضعیت دریافت و ذخایر تغذیهای بدن که بر ترمیم بافت اثر دارد.
ماده مغذی ضروری برای ساخت بافت و کلاژن.
کمبود آب بدن که میتواند عملکرد بافت و گردش خون را مختل کند.
کاهش ظرفیت خون برای حمل اکسیژن به علت کاهش هموگلوبین یا گلبول قرمز.
حرکت خون در عروق برای رساندن اکسیژن و مواد غذایی به بافت.
رساندن اکسیژن کافی به بافتها برای حمایت از ترمیم.
مصرف دخانیات میتواند با کاهش خونرسانی و اکسیژنرسانی روند ترمیم را مختل کند.
افزایش بافت چربی و بار مکانیکی که میتواند خطر برخی عوارض زخم را بیشتر کند.
سامانه دفاعی بدن که در کنترل عفونت و تنظیم التهاب نقش دارد.
گروهی از داروها که مصرف طولانیمدت آنها میتواند پاسخ التهابی و ترمیم را کاهش دهد.
بیماری متابولیک با افزایش قند خون که میتواند عصب، عروق و ترمیم زخم را تحت تاثیر قرار دهد.
آسیب عصبی که میتواند حس محافظتی و عملکرد اندام را کاهش دهد.
اختلال عروق اندامها که ممکن است جریان خون را کاهش دهد.
اختلال در بازگشت خون وریدی که میتواند ادم و زخم وریدی ایجاد کند.
محدودیت حرکت که خطر فشار طولانیمدت و آسیب فشاری را افزایش میدهد.
عدم کنترل ادرار یا مدفوع که میتواند رطوبت و آسیب پوستی را افزایش دهد.
ارسال نظر درباره این موضوع